أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

31

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و عرض امانت را بر آسمان و زمين و كوه با آنكه ايشان عاقل نيستند دو وجه گفتند . يكى - آنكه مراد اهل آسمان و زمين است . دوم - آنكه اين بر وجه تمثيل است يعنى اگر آسمان با رفعت و زمين با وسعت و كوه با صلابت را عقل بودى و امانت بر ايشان عرض كردندى بترسيدندى و قبول نيارستندى كردن و آدمى از آنجا كه ظلوم و جهول است قدر امانت ندانست و برداشت و آنگه وفا نكرد . و گفته‌اند : انسان اگرچه صورت عموم دارد خاصّ است بكافران بقرينهء : « إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » . [ لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقِينَ ] خداى تعالى اين همه را براى آن كرد تا عذابى كند باستحقاق آنانرا كه در امانت خيانت كنند از منافقان و مشركان كه منافقان پنهان كنند و مشركان آشكارا كنند ، و تا بپذيرد توبهء مؤمنان از مردان و زنان بحفظ امانت و اداء آن بواجبى ، و خداى تعالى آمرزنده و مهربان است ؛ بيامرزد آنانرا كه از خيانت كردن در امانت توبه كنند ، و ببخشايد بر آنان كه امانت بجاى آرند . بيانى نسبت بعبارت « أ فلا أنزل لك عن أحسن الخلق » كه در صفحهء 21 ذكر شده است بايد دانست كه اين تعبير كنايت از مبادلهء زن با زن است چنان كه شيخ بزرگوار ابو الفتوح رازى رضوان اللّه عليه در تفسير همين آيه ضمن بيانات خود گفته ( ج 4 چاپ اول ص 341 ، س 9 - 16 ) : « عبد اللّه بن زيد گفت : عرب در جاهليت مبادله كردندى بزنان ؛ اين شبى زن او را ببردى و آن ديگر ببدل زن او را ببردى ، خداى تعالى گفت : اين معنى ترا حلال نيست و اگرچه حسن ايشان ترا بعجب آورد ؛ الا در حق پرستاران كه خواهى تا پرستار خود بدهى و پرستار او بستانى بر طريق معاوضه يا معارضه يا بر طريق اباحه يا بر سبيل هبه روا باشد عطاء بن يسار گفت از ابو هريره كه : در جاهليت عادت بودى كه يكديگر را گفتندى : انزل الى عن امراتك أنزل لك عن امرأتى ؛ من نزول كنم براى تو از اهل خود و تو نيز نزول كن از اهلت براى من ، و اين معنى مبادله است كه گفتيم ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و اين حكم حرام كرد و نهى كرد » .